@شده@26
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده عيسوى مسلمان شده ... اطرافش پوشيده شده و براى ... ... از غلات تهيه شده و با شير ... ... شير و قند درست شده باشد غرق شده غلام آزاد شده فکر شده فاسد شده فرايند از پيش تعريف شده فرض مسلم شده ... انگلستان تدريس مى شده فروخته شده ... نرم تنى که منقرض شده است فضا يا محيط محدود و مشخص شده فضاى اشغال شده به وسيله ماده فلز ورق شده فيلم هاى نقاشى شده ... است که در آن متولد شده ... پارويى حمل شده در کشتى قايقى که از پوست درخت درست شده قبلا تجهيز شده قبلا تخصيص داده شده قبلا تعيين شده قبلا تقديس شده قبلا تهيه شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34