@شده@28
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده لايه برآرايى شده لايه رونشانده شده لخته شده لعنت شده لوبياى پخته شده در سس ... مکان حفاظت شده ... جهانى رايج شده و پيرو ... ماده قى شده ... چهار واحد تشکيل شده باشد ماده ى جذب شده ... خشک کردن علف درو شده ماشينى شده ... يا امير پرداخته مى شده ... خشک و خورد شده که بمصرف کود ... ... که در آفتاب خشک شده ماهى نمک زده و خشک شده مبلغ سرمايه گذارى شده متسع شده متصل شده متولد شده پس از مرگ پدر ... از کتب مختلف بريده شده محکم بسته شده محکم شده محکوم شده توسط نفس خود محاسبه شده بقرار هر صدى واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34