@شده@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده چيز خرد شده چيز درک شده چيز دوباره ساخته شده چيز سائيده شده چيز مبادله شده چيز نهان شده ... ناجور ساخته شده باشد کلمه ... چيزى که با عجله نوشته شده ... نظير آن قالب گيرى شده است گاهى که چند نت آن حذف شده باشد گاو ميش اهلى شده آسيايى گراف ثبت شده توسط دستگاه ... گرد شده گرده افشانى شده به وسيله باد گرفته شده گروه بندى شده گفته شده گل مالى شده گمراه شده توسط نفس خود گنديده شده گود شده گوشت گاو بريان شده گوشت آب پز شده ... زده و دودى شده شانه گاو ... نمک زده خشک شده در آفتاب واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34