@شده@32
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده نامزد شده ناميده شده نان تليت شده در شير نبافته رنگ شده نجير شده ... قبلا الياف آن رنگ شده است نذر شده ... روى آن پاک شده و دوباره رويش ... نشئه شده نشان داده شده نصب شده نصف شده نفرين شده نقش شده به وسيله چکش نقض شده ... مرکبى که تغليظ شده و در پلاستيک ... نمايش داده شده با خطوط هندسى ... مردم طبقه سوم اقتباس شده نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده ... غلط گيرى شده براى تهيه ... نمونه قبول شده ... کرباس يا تور درست شده نوار کاغذى منگنه شده نوار منگنه شده نور منعکس شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34