@شده@34
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده واقع شده يا روئيده در ... وانمود شده ورق شده ... تصاويرى نوشته شده و معلم ... ورقه شده ... پخته که لوله شده و لاى آن ... ورقه نازک نان برشته يا سرخ شده وريد گشاد شده وزن شده برحسب رطل وصل شده وصيت شده وضع شده وقف شده يک ور شده يک ورى شده يکى شده ياى سيم کشى شده يخ شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34