@شده@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده کسب و تحصيل شده به وسيله خود ... ... به او اختصاص داده شده کسى که چيزى به او عرضه شده کسى که به ستاره ها خيره شده کسى که تصور مى کند گرگ شده است ... مالى به عنوانش ارسال شده ... دارايى اش بيمه شده باشد ... کالاهاى عرضه شده را تماشا ... کسى که وارد خدمت شده کشته شده ... داراى بادبان خم شده به طرف دکل کشيده شده کلاه گيس تهيه شده از پشم تابيده کلم رنده شده و آب پز با سرکه کلمات حک شده بر انگشترى ... کلمات ديگرى ترکيب شده باشد کلوچه تخم مرغى سرخ شده ... يا نان پخته شده در قالب هاى ... کلوخه شده ... باکره تخصيص داده شده ... تاکنار کشتى پرداخته شده ... با هم جفت شده و محکم مى ... کنده شده که چنين ناميده شده کهنه شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}