@شده@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده ... کارى يا حکاکى شده زينتى ... موها کوتاه شده و شبيه ... اظهار شده اعتراف شده اعلان شده اغفال شده اغوا شده اغوا شده توسط نفس خود افتخارا از خدمت معاف شده افسون شده افشا شده ... طى آن خوشابحال ذکر شده الکل اشباع شده مايع و معطر القا شده الهام شده امر صادر شده امضاء شده اموال ضبط شده امور انجام شده انبوه شده انتخاب شده انجام شده انجام شده با دست انجام شده بدون تاخير انحصار شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34