@شده@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده ... گيرى زمان سپرى شده به کمک روش ... ... جمجمه اش در جاوه کشف شده اهلى شده ايجاد شده بر اثر تخم ... ايجاد شده به وسيله اشعه ... ايجاد شده به وسيله انعکاس ... ايجاد شده به وسيله باکترى اوره ايجاد شده در کليه ايجاد شده در اثر گنديدن ايجاد شده در اثر تشعشع ايجاد شده در اثر نور و روشنايى ايجاد شده در خود فرد با پشت دست نوشته شده با پياز تهيه شده با اره صاف شده با استادى ساخته شده با الوار محکم و استوار شده با بى دقتى روى هم سوار شده با تور محکم بسته شده با دست انجام شده با دليل اثبات شده با دوده لکه دار شده با سليقه تهيه شده با سنگر يا بارو محصور شده با سياهک آلوده شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34