@شديد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شديد جيغ شديد و تند حخساسيت شديد در يک ناحيه بدن حرکت سريع و شديد حرکت شديد حرارت شديد حساسيت شديد حساسيت شديد در يک ناحيه بدن داراى احساسات شديد داراى تشعشع يا گرماى شديد داراى تلفظ شديد همراه با ... داراى حساسيت شديد داراى هيجان شديد يا هيسترى درد شديد و ناگهانى رغبت شديد شديد کردن شديد بودن شديد شدن ضربه تند و شديد زدن ضربه شديد ضربه ناگهانى و شديد طغيان شديد و وسيع آب اقيانوس طوفان شديد طوفان يا گرداب شديد عجول شديد علاقه شديد به چيزى واژه هاى شامل شديد ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}