@شراب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شراب پرورش انگور شراب پيمانه اى براى شراب پيمانه شراب ... نان و شراب عشاى ربانى ... گيلاس شراب کارخانه شراب سازى کارشناس چشيدن مزه شراب و چاى و ... کسى که شراب را به وسيله ... ... که سرکه و شراب و ادويه به ... آبجو يا شراب مخلوط با ... آميختن مواد خارجى به شراب ... که نان و شراب مصرفى در آئين ... انگور يا شراب موسکاتل انبار شراب بطرى شراب به شکل شراب تقديم شراب به حضور خدايان تنگ مخصوص شراب مقدس ته نشين شراب جام شراب جام شراب بزرگ جام شراب مخصوص نمونه گيرى جاى شراب انداختن حالت و خصوصيات شراب خمره شراب سازى واژه هاى شامل شراب ـ (79) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}