@شربت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شربت بستنى مخلوط با شربت و غيره خوراک دوا يا شربت ... مرغ پخته و شربت و مواد ديگرى شربت گلابى شربت آبليمو شربت اشتها آور شربت انار شربت جلاب شربت خانه شربت سحر آميز شربت سرد شربت سيب شربت طبى شربت عشق شربت عشق آميز شربت عشق دادن به شربت محرک يا مقوى شربت نارنج مخلوط شير و شربت و بستنى