@شرح@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شرح کتاب شرح مصائب شهداى راه دين با آب و تاب شرح دادن با تفصيل شرح دادن با دقت شرح دادن با ذکر جزئيات شرح دادن بتفصيل شرح دادن به تفصيل شرح دادن به شرح فوق بيش از حد واقع شرح دادن ... هويت با شرح علائم ظاهرى ... جدول يا شرح وقايع يا تاريخ ... جزء به جزء شرح دادن خوب شرح دادن دنباله داستان را شرح دادن ذغال سنگ سخت و سنگى شرح وقايع شرح پر تفصيل شرح چاپى در باره شرکت ... شرح چيزى را نوشتن شرح گيتى شرح اقيانوس ها شرح باد شرح جريان امر شرح جهان شرح حال شرح حال نويس واژه هاى شامل شرح ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}