@شرط@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شرط شرط عمده و اساسى شرط قبلى شرط لازم شرط مقدمه شرط منع شرط نشده شرط نمودن شرط وقفه فروش جنسى به شرط آن که مشترى ... قبلا شرط کردن قبول کننده شرط ماشين ثبت شرط بندى اسب دوانى موضوع شرط بندى نوعى شرط که احتمال بردن ... واژه هاى شامل شرط ـ (39) : 1 , 2