@شرقى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شرقى کرم ابريشم شرقى اقصى نقطه ى شرقى ... نواحى شمال شرقى آمريکا باد تند شرقى باد جنوب شرقى باد شمال يا شمال شرقى به طرف جنوب شرقى به طرف شمال شرقى توفان جنوب شرقى جنوب شرقى ... دو رگه جنوب شرقى اتازونى در دورترين نقطه جنوب شرقى ... ابره آدم جنوب شرقى آمريکا ... لاتين سوئيس شرقى و ايتالياى ... ... سيزدهم اروپاى شرقى را مورد ... ساکن نواحى جنوب شرقى شرقى ترين نقطه شمال شرقى صومعه کليساى شرقى عضو کليساى شرقى عقايد يا سياست شرقى قايق هند شرقى مربوط به شمال شرقى ... واقع در جنوب شرقى فرانسه نسيم شمال شرقى واژه هاى شامل شرقى ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}