یال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم : موهای پر پشت و بلند که روی گردن برخی حیوانات نانند شیر و اسب میروید.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary crest ; mane واژه هاى شامل يال ـ (2)
- اسم : خطالرأس کوه.
- اسم : خطی که محل تقاطع دو صفحه یک شکل فضایی است.
- اسم : قد و قواره، هیکل، یال و گوپال. عیال.
- اسم در سنت ایرانی (اوستایی، پهلوی، فارسی نو) و هم در ترکی وجود دارد، اما مسیر و ریشهشناسی آنها یکی نیست و شباهت شکلی بیشتر حاصل تماس یا تصادف است.
- اسم اوستایی: صورتهایی مانند yāra- / yāraθa- در اوستا آمدهاند به معنی «مو، کرک، یال حیوان» (Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904: 1287).
- اسم پهلوی (فارسی میانه): در متون پهلوی واژهی yāl مستقیماً به معنای «یال اسب، یال حیوان» دیده میشود (MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971: 95).
- اسم فارسی نو: همان صورت یال ادامه یافته است، بدون تغییر بنیادین در آوا و معنا.
- اسم دیگر زبانهای ایرانی خاوری:سغدی: yrʾl / yāl به معنای یال و مو (Gharib, Sogdian Dictionary, 1995: 327).
- اسم خوارزمی: yāl نیز به معنای یال حیوان (Henning, Mitteliranische Manichaica, 1940).
- اسم ریشهی هندواروپایی: بیشتر پژوهشگران آن را از ریشهی PIE *wel- / *wal- («پشم، مو، کرک») میدانند. این ریشه در زبانهای اروپایی هم بازتاب دارد: