@شريک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شريک ... خواب يک نفره شريک شدن سهيم و شريک در تجارت و غيره شريک کردن شريک جرم شريک داراى حق تقدم در خريد شريک در ارث شريک در تاليف و نگارش شريک درتجاوز يا خصومت شريک رتبه شريک زندگى شريک زندگى يا عمل جنسى شريک شدن شريک شدن يا کردن شريک فتنه شريک مشاع شريک مقام شريک يا معاون جرم