@شرکت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شرکت سهام معمولى شرکت سهم منتشره شرکت که به ... شبکه اختصاصى شرکت مايکروسافت شرکت پذير شرکت گرايى شرکت کامپيوترى آى بى ام شرکت کردن شرکت کردن در شرکت کننده شرکت کننده در پرتاب وزنه شرکت کننده در جنگ هاى صليبى شرکت کننده در سمپوزيم شرکت کننده درجشن و سرور شرکت امين يا امانت دار شرکت تعاونى شرکت جستن شرکت حمل و نقل کالا شرکت حمل و نقل هوايى شرکت در ارث شرکت در جرم شرکت در دعوا شرکت در مالکيت شرکت سهامى شرکت مرکزى شرکت مشاع واژه هاى شامل شرکت ـ (61) : 1 , 2 , 3