@شش@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شش ماشين شش چرخه مسکوک شش پنسى منشور شش وجهى داراى وجوه ... نغمه شش سازه يا شش آوازه نماز ساعت شش نوعى رقص شش نفرى وسيله نقليه شش چرخه ويولن بزرگ پنج يا شش سيمه واژه هاى شامل شش ـ (58) : 1 , 2 , 3