@شعاع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شعاع ... داراى پرتو و داراى شعاع بى شعاع داراى اضلاع يا شعاع هاى متقارن داراى سه شعاع داراى شعاع شعاع آوندى چوبى شعاع افکندن شعاع انحناء شعاع حامل شعاع خميدگى شعاع دار شعاع دايره شعاع سنج مانند شعاع نسبت پيرامون به شعاع دايره هم شعاع