@شغل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شغل پيشه و شغل کار شغل از شغل وکالت محروم کردن ... استفاده عملى از شغل و پيشه به کسب يا شغل پايان دادن جواز شغل داراى شغل آزاد دنبال کردن شغل شغل آزاد محروميت از شغل وکالت مقام يا شغل پاپ وابسته به شغل و پيشه