@شل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شل گل و شل آويخته و شل انت هاى شل هر چيزى بافت هاى نرم و شل به طور شل و ول داراى عضلات شل دامن آويخته و شل لباس يا هر ... ساختمان يا عضو چنگالى شل سست و شل شل کردن شل کردن پيچ شل کردن يا شدن شل شدن شل و آويزان شل و سر زبانى تلفظ کردن شل و سست شدن شل و ول