@شلوار@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شلوار پاچه شلوار پير مرد عينکى شلوار آويخته پيراهن و شلوار يکپارچه بند شلوار خط اطوى شلوار درز شلوار شلوار چسبان سوارى شلوار چسبان يا نيم ... شلوار گشاد شلوار گشاد کوتاهى که ... شلوار گشاد و زنانه ورزشى شلوار گلف شلوار کار کرباسى شلوار کار آبى رنگ شلوار کاوبوى شلوار کوتاه شلوار کوتاه بچگانه که ... شلوار کوتاه تا زير زانو شلوار کوتاه زنانه شلوار کوتاهى که تانيمه ... شلوار بى خشتک گاوداران شلوار شنا شلوار فاستونى نخى مخصوص کار شلوار ورزش ... مرکب از شلوار پاچه بلند ... واژه هاى شامل شلوار ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}