@شمارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمارى گاه شمارى کوچک شمارى کوچک شمارى خود برگ شمارى بزرگ شمارى خود بس شمارى تاريخ شمارى تن شمارى جدول بس شمارى خوار شمارى خود دون شمارى خود را بزرگ شمارى خود فزون شمارى سبک شمارى سهل گيرى سر شمارى کردن سطر شمارى قدم شمارى درهنگام رژه رفتن مقصر شمارى خود ناچيز شمارى ناچيز شمارى خود يکايک شمارى