@شمال@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمال شمال باخترى شمال خاورى شمال شرق شمال شرقى شمال غرب شمال غربى ... تروا در شمال غربى آسياى ... طوفان شمال غربى عازم شمال قطب شمال ماهى آزاد شمال آمريکا ماهى خوراکى ريز شمال کلمبيا ... خوراکى نقره فام شمال آمريکا مدار قطب شمال مربوط به شمال شرقى مرغابى شمال اروپا و آسيا منطقه قطب شمال موش صحرايى قطب شمال نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگليس ... هاى بزرگ شمال آمريکا که ... ناحيه اى در شمال غربى ايتاليا ناحيه شمال سوئد و نروژ ... نسيم شمال شرقى نقطه شمال نهنگ دريايى قطب شمال واژه هاى شامل شمال ـ (60) : 1 , 2 , 3