@شمال@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمال شمال باخترى شمال خاورى شمال شرق شمال شرقى شمال غرب شمال غربى ... تروا در شمال غربى آسياى ... طوفان شمال غربى عازم شمال قطب شمال ماهى آزاد شمال آمريکا ماهى خوراکى ريز شمال کلمبيا ... خوراکى نقره فام شمال آمريکا مدار قطب شمال مربوط به شمال شرقى مرغابى شمال اروپا و آسيا منطقه قطب شمال موش صحرايى قطب شمال نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگليس ... هاى بزرگ شمال آمريکا که ... ناحيه اى در شمال غربى ايتاليا ناحيه شمال سوئد و نروژ ... نسيم شمال شرقى نقطه شمال نهنگ دريايى قطب شمال واژه هاى شامل شمال ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}