@شمشير@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمشير پرتاب با ضربه شمشير چاقو يا شمشير بزرگ چوب مخصوص تمرين شمشير بازى اجراى رقص در اطراف شمشير با تماس شمشير به شانه ... با شمشير کشتن با شمشير زدن بند شمشير تيغه شمشير ... آماده باش در شمشير بازى و مشت ... دسته شمشير رقص شمشير شمشير پهن و دسته بلند شمشير کوتاه ايرانيان ... شمشير کوتاه و پهن شمشير کوتاه و سنگين شمشير آبدار مصنوع تولدو شمشير آرتور پادشاه افسانه ... شمشير باز شمشير بازى شمشير بازى کردن شمشير بازى سواره درقرون وسطى شمشير بلند نظامى شمشير دودم شمشير دودمه واژه هاى شامل شمشير ـ (44) : 1 , 2