@شمشير@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمشير پرتاب با ضربه شمشير چاقو يا شمشير بزرگ چوب مخصوص تمرين شمشير بازى اجراى رقص در اطراف شمشير با تماس شمشير به شانه ... با شمشير کشتن با شمشير زدن بند شمشير تيغه شمشير ... آماده باش در شمشير بازى و مشت ... دسته شمشير رقص شمشير شمشير پهن و دسته بلند شمشير کوتاه ايرانيان ... شمشير کوتاه و پهن شمشير کوتاه و سنگين شمشير آبدار مصنوع تولدو شمشير آرتور پادشاه افسانه ... شمشير باز شمشير بازى شمشير بازى کردن شمشير بازى سواره درقرون وسطى شمشير بلند نظامى شمشير دودم شمشير دودمه واژه هاى شامل شمشير ـ (44) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}