@شمشير@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمشير شمشير زن شمشير ساز شمشير مانند شمشير ماهى شمشير منحنى شمشير نازک شمشير هلالى شکل شمشير يک لبه ى برنده شمشير يکدمه غلاف شمشير فرو بردن شمشير يا نيزه فن شمشير بازى قبضه شمشير قبه شمشير لبه تيز شمشير ... گرفتن و مانند دسته شمشير نوعى شمشير پهن نيشکرى که به شکل تيغه شمشير است ... چاقو يا شمشير دسته کلفت ... واژه هاى شامل شمشير ـ (44) : 1 , 2