@شمع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شمع ... غيره که براى شمع سازى به کار ... جاى شمع حامل شمع در مراسم مذهبى داراى شمع يا حايل روشنايى شمع شمع پشتيبان ديوار شمع خاموش کن شمع دان چند شاخه شمع زدن شمع زدن به شمع زنى شمع ساختن شمع ساز شمع فروش شمع فروشى شمع قوسى شمع مخصوص شمعدان شمع مومى شمع مومى دراز و نوک تيز فتيله شمع ... به عنوان شمع درمعدن به ... مومى که از شمع مى چکد ميزان شدت نور برحسب تعداد شمع نور شمع ... که از يک شمع معمولى بين المللى ...