@شناس@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شناس ستاره شناس سخت پوست شناس سرم شناس سفليس شناس سنگ شناس سيما شناس شجره شناس شراب شناس صدا شناس صوت شناس عتيقه شناس عمل شناس غار شناس فلز شناس فن شناس مکان شناس ماه شناس متخصص ويروس شناس معدن شناس موسيقى شناس موقع شناس ميکرب شناس نژاد شناس نا شناس نسل شناس واژه هاى شامل شناس ـ (82) : 1 , 2 , 3 , 4