@شناسى@13

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شناسى هم افت شناسى همه گير شناسى هوا شناسى هوا شناسى کشتى هوشبر شناسى هويت شناسى وابسته به پايان شناسى وابسته به پديده شناسى وابسته به پرنده شناسى وابسته به پى شناسى وابسته به گويش شناسى وابسته به گياه شناسى وابسته به کالبد شناسى وابسته به کوه شناسى وابسته به کيفر شناسى وابسته به آب شناسى وابسته به آتشفشان شناسى وابسته به آسمان شناسى وابسته به آسيب شناسى وابسته به آسيب شناسى گياهان وابسته به استخوان شناسى وابسته به انسگان شناسى وابسته به انسان شناسى وابسته به ايمنى شناسى وابسته به باکترى شناسى واژه هاى شامل شناسى ـ (374) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}