@شناسى@14
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شناسى وابسته به باستان شناسى وابسته به بافت شناسى وابسته به بوم شناسى گروهى وابسته به جامعه شناسى وابسته به جانور شناسى ... به جانور شناسى تطبيقى و ... وابسته به دارو شناسى وابسته به درمان شناسى ... دوره زمين شناسى پرميان ... دوره زمين شناسى بين پرميان ... ... دوره زمين شناسى حاضر که ... وابسته به رشد شناسى وابسته به روان شناسى وابسته به زبان شناسى وابسته به زمين شناسى وابسته به زهر شناسى وابسته به سکه شناسى وابسته به سنگ شناسى وابسته به شکل شناسى وابسته به شناخت شناسى ... به صوت شناسى يا دگرگونى ... وابسته به عصب شناسى يا پى شناسى ... علم حيات يا زندگى شناسى ... به عهد زمين شناسى که از پايان ... ... عهدى از زمين شناسى که از آغاز ... واژه هاى شامل شناسى ـ (374) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15