@شناور@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شناور پل شناور چيز شناور بر روى هوايا آب گوى شناور ... بر روى آب شناور مى باشد کوه يخ شناور با مميز شناور برگ شناور زنبق آبى تخته يخ شناور توده شناور علف و نى ... توده يخ شناور جانور ريز شناور بر سطح دريا جزيره شناور و مصنوعى جسم شناور جسم شناور بر روى آب جسم مواج و شناور حوضچه شناور تعمير کشتى دخشه شناور درخت ريشه کن شده و شناور دسته الوار شناور بر آب رهنماى شناور روى هوايا آب شناور ساختن زندگى گياهان شناور بر سطح دريا شناور بر روى سطح شناور بودن شناور در هوا واژه هاى شامل شناور ـ (37) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}