@شناور@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شناور شناور ساختن شناور سازى شناور شدن شناور و آويزان بودن شناور يا متحرک در آب ... جلبک هاى شناور نيز مى ... موجودات ريز و شناور آزاد بر سطح ... ... شکم پاى شناور درسطح دريا نشانى شناور نوعى کلک ياجسم شناور در آب ... شفاف به طور شناور يافت مى شود يخ شناور واژه هاى شامل شناور ـ (37) : 1 , 2