@شهرت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شهرت احياى شهرت يا اعتبار بى شهرت جذبه و شهرت معنوى شهرت ابدى دادن شهرت جاويدان دادن به شهرت خود را به خطر انداختن شهرت داشتن شهرت يا مقامى کسب کردن عدم شهرت قابل شهرت نام و شهرت