@شور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شور چوب شور گياه آب شور يا گياه شوره زى آب شور جانوران آب شور داراى شور و شعف زيست کننده در آب شور ... کننده در آب شور به غلظت بخصوصى شور پيدا کردن شور کردن شور جنسى شور شهوانى شور و حرارت شور و هيجان مرده شور ... ببرد مستعد زندگى در آب هاى خيلى شور موجود زيست کننده در آب شور ... يا آب هاى شور زندگى مى کنند ميز شور يا دادگاه نيمه شور