@شونده@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شونده قياس شونده لقاح شونده در اثر باد له شونده مانع شونده مايع شونده ... گلوله و اجسام پرتاب شونده متراکم شونده متمرکز کننده يا شونده متمسک شونده محترق شونده محو شونده ... قطعه موسيقى تکرار شونده منتج شونده منتزع شونده منتشر شونده منتشر شونده در ميان جانوران منجر شونده منحرف شونده منحرف شونده يا ممتد درجهت محورى منفجر شونده ... و منبسط شونده به صورت ... موجب شونده هم جنس شونده وارد شونده واقع شونده پس از تصادف يا ضربه واژه هاى شامل شونده ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6