@شوهر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شوهر پدر شوهر ... زن و خواهر شوهر و غيره پسر شوهر پول جيبى شوهر به همسرش اختيار چند شوهر توسط زن ... اعتياد به يک شوهر اموال مشترک زن و شوهر ... نفوذ اخلاقى شوهر اول در ... برادر شوهر به بانوان شوهر دار که ... تنه شوهر تنه شوهر بودن خواهر شوهر داراى دو زن يا دو شوهر داراى يک شوهر دارايى مشترک زن و شوهر دو شوهر گيرى زن بى شوهر زن و شوهر زن يا شوهر زندگى با يک شوهر زنى که دو شوهر دارد شوهر السس تيس شوهر خواهر شوهر دادن واژه هاى شامل شوهر ـ (31) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}