@شوهر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شوهر پدر شوهر ... زن و خواهر شوهر و غيره پسر شوهر پول جيبى شوهر به همسرش اختيار چند شوهر توسط زن ... اعتياد به يک شوهر اموال مشترک زن و شوهر ... نفوذ اخلاقى شوهر اول در ... برادر شوهر به بانوان شوهر دار که ... تنه شوهر تنه شوهر بودن خواهر شوهر داراى دو زن يا دو شوهر داراى يک شوهر دارايى مشترک زن و شوهر دو شوهر گيرى زن بى شوهر زن و شوهر زن يا شوهر زندگى با يک شوهر زنى که دو شوهر دارد شوهر السس تيس شوهر خواهر شوهر دادن واژه هاى شامل شوهر ـ (31) : 1 , 2