@شيرين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شيرين پرتقال شيرين چيز شيرين و لذيذ چيز نسبتا شيرين کيک شيرين و ميوه دار کيک يا نان شيرين آردى آهنگ شيرين اول شيرين و بعد تلخ بازيگر شيرين کار ... موجودات آب شيرين بحث مى ... ترش و شيرين تلخ و شيرين تمشک شيرين جوش شيرين جوى آب شيرين خرچنگ آب شيرين خربوزه شيرين انبارى ... چشم خروس شيرين بيان هندى ديابت شيرين ذرت خوشه اى شيرين ذرت شيرين روغن بادام شيرين روغن شيرين زياده چرب يا شيرين زيست کننده در آب شيرين زيست شناس جانوران آب شيرين واژه هاى شامل شيرين ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}