@شيرين@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شيرين سراب زرد نيمه شيرين سيب زمينى شيرين شراب شيرين شراب شيرين کشمش شراب شيرين افسنطين شراب شيرين قبرس شراب شيرين مجارستان شراب شيرين يا تلخ اسپانيولى شيرين کارى شيرين کارى کردن شيرين کردن شيرين بيان شيرين زبان شيرين شدن شيرين شده شيرين و تلخ شيرين و مطلوب ... سطح آب شيرين تشکيل چيزى ... غذاى شيرين فلفل شيرين فلفل فرنگى شيرين قهوه داغ شيرين با ويسکى ... ليمو شيرين ماهى گول آب شيرين اروپا و آسيا ماهى کوچک آب شيرين از جنس کپور واژه هاى شامل شيرين ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}