@شيشه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شيشه پشم شيشه پشم يا براده شيشه چشم شيشه اى چينى يا شيشه اى که به ... گراور سازى از روى شيشه عکاسى گلخانه شيشه اى گلوله شيشه اى گنبد شيشه اى که خلبان ... کارخانه شيشه جام کاغذ شيشه نما کاغذ شيشه نماى سلولزى آلت شيشه اى از حالت شيشه اى در آوردن بتونه کار شيشه به صورت شيشه در آوردن به صورت شيشه درآمدن تاجر شيشه تبديل به شيشه تفاله شيشه درکوره قالگرى ... از رشته هاى شيشه اى که به ... جام شيشه حباب هوا در آب يا شيشه ... الماسى که براى شيشه برى به کار ... خرده شيشه خرده شيشه اى که براى ... واژه هاى شامل شيشه ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4