@شيشه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شيشه خرده شيشه رنگين روى آجر موزائيک خرده شيشه و امثال آن خمير شيشه و چينى سازى گداختن داراى جام شيشه کردن ... تخته ميانيش شيشه مستطيلى دارد شبيه شيشه شيشه پنجره شيشه پيرکس شيشه گر شيشه گرفتن شيشه کوچک دارو شيشه آلات شيشه آهکى شيشه الماسى چهارگوش شيشه اى شيشه اى کردن شيشه اى که از يکسو ... شيشه ايمنى شيشه بر شيشه بزرگى که در آن ... شيشه بى خطر اتومبيل شيشه تاب خورده شيشه جلو اتومبيل شيشه خط دار شيشه داراى شبکه سيمى در متن آن واژه هاى شامل شيشه ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}