@شيشه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شيشه شيشه دهن گشاد شيشه دوربين شيشه ذره بين شيشه رشته مانند شيشه رنگى شيشه ساز شيشه سازى شيشه شير بچه شيشه شيرى رنگ شيشه عينک شيشه فروشى شيشه مات شيشه مانند شيشه محتوى آبرنگ و خمير رنگ شيشه مذاب الياف مانند شيشه معدنى شيشه نشکن شيشه ورق شيشه ى دوربين ياذره بين شيشه يا بطرى کوچک شيشه يا رنگ مات ... که چينى يا شيشه در آن مى ... ظرف خوراک پزى سفالى يا شيشه اى ظروف شيشه ... هاى چوبى بين شيشه ها نيز مى ... واژه هاى شامل شيشه ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4