@شيشه@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شيشه شيشه دهن گشاد شيشه دوربين شيشه ذره بين شيشه رشته مانند شيشه رنگى شيشه ساز شيشه سازى شيشه شير بچه شيشه شيرى رنگ شيشه عينک شيشه فروشى شيشه مات شيشه مانند شيشه محتوى آبرنگ و خمير رنگ شيشه مذاب الياف مانند شيشه معدنى شيشه نشکن شيشه ورق شيشه ى دوربين ياذره بين شيشه يا بطرى کوچک شيشه يا رنگ مات ... که چينى يا شيشه در آن مى ... ظرف خوراک پزى سفالى يا شيشه اى ظروف شيشه ... هاى چوبى بين شيشه ها نيز مى ... واژه هاى شامل شيشه ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}