@شکار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکار پاشله شکار کردن پر از شکار پرنده را شکار کردن چکاوک شکار کردن کسى که با شاهين شکار مى کند کسى که شکار را رم مى دهد ... ديانا الهه ى شکار و جنگل را ... الهه ماه و شکار الهه ى ماه و شکار حيوانات وحشى با باز شکار کردن با تازى شکار کردن برخلاف مقررات شکار صيد کردن تازى مخصوص شکار خرگوش تازى مخصوص شکار روباه تغذيه کننده از شکار ... مزه گوشت شکار که نزديک ... درپى شکار گشتن درکمين شکار بودن دزدکى شکار کردن سگ مخصوص يافتن شکار و مجروحين شکار گردان شکار گوزن و آهو شکار کردن شکار اردک وحشى شکار با تفنگ واژه هاى شامل شکار ـ (39) : 1 , 2