@شکارى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکارى پرندگان و پستانداران شکارى کوچک اتومبيل شکارى اتومبيل شکارى و سريع السير اسب يا سگ شکارى ... يا مرغان شکارى مخصوصاً زغن ... تازى شکارى تازى شکارى پاکوتاه تفنگ شکارى تفنگ ساچمه اى توله شکارى و پشمالوى بويى جانور شکارى حيوان شکارى سگ بويى شکارى سگ شکارى سگ شکارى بزرگ و قوى هيکل سگ شکارى بويى سگ شکارى طلايى رنگ دورگه ... روى مرغان شکارى در حال ... طعمه شکارى ... براى تازى شکارى مخصوص صيد ... ماهى شکارى بزرگ متصدى جانوران شکارى مرغ شکارى مرغ شکارى گوشتخوار نوعى سگ شکارى نوعى سگ شکارى پا کوتاه واژه هاى شامل شکارى ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}