@شکاف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکاف کالبد شکاف آدم مو شکاف ... گوه که براى شکاف تخته و الوار ... ايجاد شکاف کردن بريدگى يا شکاف جاى دکمه به وسيله شکاف به دو قسمت ... ... که در اثر شکاف سنگ و غيره ... ... وسيله تقسيم سلولى يا شکاف توليد مثل به وسيله شکاف خوردن ... به وسيله شکاف يا تقسيم ... تيزى يا شکاف آجر و چوب و غيره جوشگر شکاف موازى ... آن ترک و شکاف هاى کفش را ... داراى شکاف فرج مانند دخشه شکاف پر کن در شکاف يا سوراخ انداختن رقم شکاف پر کن سوراخ يا شکاف طبيعى رودخانه ... شکاف پرونده شکاف چوبخط شکاف گاه شکاف کوچک شکاف ايجاد کردن شکاف برانشى شکاف برداشتن واژه هاى شامل شکاف ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}