@شکاف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکاف کالبد شکاف آدم مو شکاف ... گوه که براى شکاف تخته و الوار ... ايجاد شکاف کردن بريدگى يا شکاف جاى دکمه به وسيله شکاف به دو قسمت ... ... که در اثر شکاف سنگ و غيره ... ... وسيله تقسيم سلولى يا شکاف توليد مثل به وسيله شکاف خوردن ... به وسيله شکاف يا تقسيم ... تيزى يا شکاف آجر و چوب و غيره جوشگر شکاف موازى ... آن ترک و شکاف هاى کفش را ... داراى شکاف فرج مانند دخشه شکاف پر کن در شکاف يا سوراخ انداختن رقم شکاف پر کن سوراخ يا شکاف طبيعى رودخانه ... شکاف پرونده شکاف چوبخط شکاف گاه شکاف کوچک شکاف ايجاد کردن شکاف برانشى شکاف برداشتن واژه هاى شامل شکاف ـ (52) : 1 , 2 , 3