@شکاف@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکاف شکاف بين کلمه اى شکاف بين کنده اى شکاف بين مدارک شکاف جدار سم اسب شکاف خورنده شکاف دادن شکاف دار شکاف دامنه آتش فشان ... شکاف دستگاه تنفس ماهى شکاف دهان شکاف دهنده شکاف ديوار شکاف زدن شکاف سقف شکاف سم شکاف عميق شکاف قله کوه شکاف ميان کفل ها شکاف نوک شکاف هوايى شکاف و سوراخ چيزى را گرفتن شکاف يا سوراخى که ... شکاف يا فاصله ميان دندانها شکاف ياترک نتيجه ضربه شکوفا در شکاف پشت حفره ... واژه هاى شامل شکاف ـ (52) : 1 , 2 , 3