@شکافى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکافى چاقوى کالبد شکافى چهار شکافى کالبد شکافى کالبد شکافى موجود زنده جانور شکافى داراى شکافى شبيه پنجه دست داراى شکافى شبيه فرج زنده شکافى سه شکافى شکافى که بر اثر بيل ... ... معاينه و کالبد شکافى کردن مزغل يا شکافى که از آنجا ...