@شکر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکر پوشيده از شکر ... از ويسکى و شکر و آب ليمو کيک تخم مرغ و شکر و مغز گردو آب نبات شامل شکر زرد و شيره ... مخلوط با ادويه و شکر ... الکلى محتوى يخ و شکر با شکر پوشاندن با شکر مخلوط کردن تبديل به شکر کردن ... باقند و شکر پوشيده باشد روز شکر گزارى ... تخم مرغ و شکر که روى شيرينى ... شکر پاشيده شکر پوش شکر پوش کردن شکر چغندر قند شکر گزارى شکر گور شکر خام شکر زرد شکر سرخ شکر و تخم مرغ روى شيرينى شکلات شکر زرد و عصاره ذرت قابل شکر قند يا شکر نيشکر واژه هاى شامل شکر ـ (30) : 1 , 2