@شکل@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل زبان يا عضو زبانى شکل ... روى هم به شکل پله يا تضاريس ... زبانى شکل زنبقى شکل زورقى شکل ساختمان جامى شکل ... ماقبل تاريخى به شکل تپه ساختمان فنجانى شکل ساختمان يا عضو زبانى شکل ساخته شده به شکل مجسمه سبد استوانه شکل بدون ته ... ستاره اى شکل ستون هرمى شکل سنگى ... غالباً به شکل پرده يا ... ... که از نظر شکل و کار از ... سلول دوکى شکل بافت همبندى سوزنى شکل سوسنى شکل ... آهنگرى داراى مقطع مثلث شکل سيگارى شکل سياره اى شکل ... پيچى به شکل استوانه براى ... شکل پذير شکل پذيرى شکل پر واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15