@شکل@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل شکل پنج تايى شکل پنج ضلعى شکل پنج وجهى شکل گرفتن شکل کوچک چيزى شکل اجمالى شکل اوليه شکل بلوطى شکل جعبه بودن شکل دادن شکل دادن به شکل درخت دادن شکل ده ضلعى و ده زاويه اى شکل دهنده شکل دهى شکل سه تايى شکل سيخ شکل عجيب و غريب شکل عمده شکل فرعى شکل قيفى داشتن شکل لوزى شکل مادى بخشيدن به شکل مارپيچ شکل مرکب از دو مثلث ... واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15