@شکل@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شکل شکل موج شکل نگرفته شکل هرم ساختن شکل هندسى شکل و دوخت کمر شکل و ساخت مجسمه شکل و مجسمه شکل يا عکس ژونال مد شاخى شکل شلغمى شکل شمشير هلالى شکل شمشيرى شکل ... فلات به شکل جبهه عمودى صدف حلزونى شکل صفحه کوچک و کروى شکل ... چليپاى يونانى به شکل بعلاوه صندوق پستى ستونى شکل طاقى شکل طلسمى به شکل ستاره پنج راس طنابى شکل ظرف استوانه شکل عاشق شکل و ظاهر کتب عصايى شکل عضو نوارى شکل عضو يا اندام قيفى شکل واژه هاى شامل شکل ـ (365) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15